تبليغاتX
بيدار
بيدار
درباره وبلاگ
بیدار ...
مي دانيم که : "حقيقت مطلق، دست نيافتني و تلاش براي رسيدن به آن ستودني است.براي رسيدن به حقيقت ، بايد باتاريکي مبارزه کرد بنابر اين ، ستيز من با تاريکي است. و براي ستيز با تاريکي شمشير روي آن نمي کشم … چراغ مي افروزم." اين وبلاگ ناچيز مجموعه اي از آرا و نظرات من است درباره آنچه که مي بينم،مي خوانم، مي شنوم و آنچه در اطرافم اتفاق مي افتد.نظرات وبلاگ باز است اما اگر کسي ياکساني عصباني هستند ونمي توانند مخالف نظر خود رابا دادنِ «صفت» مخاطب قراردهند وياقلمشان بادُشنام آشناست وبه آساني به ديگران تهمت مي زنند از نظردادن بپرهيزند چراکه درهر صورت نظر ايشان حذف خواهد شد. آوردن لينک وبلاگ ها به معني تاييد همه مطالب آنها ويامدير وبلاگ نيست.نقل واستفاده از مطالب اين وبلاگ آزاد است اگر دوست داشتيد منبع آن را نيز ذکر کنيد .
لینک دوستان
پيام مديريت وبلاگ : با سلام، به این وبلاگ خوش آمدید. لطفا ما را از نظرات و پیشنهادات خود برای بهتر شدن مطالب وبلاگ آگاه سازید.
مدیر جديد

 آقای صالحی در اتاق را باز کرد و با لحن تندی گفت: هنوز این خانم دربانی نیومده؟

منشی بیچاره تند از روی صندلی‌اش پرید و در حالی که سعی مي‌کرد خونسرد باشد و لبخند بزند جواب داد:نه آقای ريیس! هنوز نیومده. زنگ هم نزده.

دوست داشت بگوید که خانم دربانی هر وقت دیر کند، تماس مي‌گیرد و شاید برایش مشکلی پیش آمده باشد و... اما جرات نکرد، آقای صالحی از بس عصبانی بود که نمي‌شد برایش چیزی را توضیح داد، همان‌جور سرپا ایستاده بود و خدا خدا مي‌کرد که گیر تازه ای ندهد.

 



موضوع مطلب :
نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 توسط بیدار | لينک ثابت |
عناوین آخرین مطالب ارسالی
»»